تبليغاتX
به یاده تمام عاشقان دنیا
به نامه تک اسم حک شده

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 18:54  توسط علی | 
 

پرواز

 

 

سهم من از آزادی


تشویش و فرار از تاریکی


سهم من از زندگی


نوشتن ...


برای دستان پینه بسته اش

 
برای دل شکسته اش

 
برای بال و پر بسته اش


در گذار این شب سیه

سهم من از آزادی


تشویش و فرار از تاریکی


سهم من از زندگی


نوشتن ...


برای دستان پینه بسته اش

 
برای دل شکسته اش

 
برای بال و پر بسته اش


در گذار این شب سیه

سهم من از آزادی


تشویش و فرار از تاریکی


سهم من از زندگی


نوشتن ...


برای دستان پینه بسته اش

 
برای دل شکسته اش

 
برای بال و پر بسته اش


در گذار این شب سیه

سهم من از آزادی


تشویش و فرار از تاریکی


سهم من از زندگی


نوشتن ...


برای دستان پینه بسته اش

 
برای دل شکسته اش

 
برای بال و پر بسته اش


در گذار این شب سیه

سهم من از آزادی


تشویش و فرار از تاریکی


سهم من از زندگی


نوشتن ...


برای دستان پینه بسته اش

 
برای دل شکسته اش

 
برای بال و پر بسته اش


در گذار این شب سیه


کبوتری ...


بغ کرده ، ساکت و آرام


چشمانش خیره به ابرهای سفید

 

به آسمان می اندیشد


و من به بغض اش


زیر آسمان بارانی


من به پروازش در اوج


من ...


به بال و پر بسته اش


و به پرواز آزادی

 

می اندیشم

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 18:35  توسط علی | 

 

نام تو رو آورده ام دارم عبادت ميكنم

 

گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميكنم

 

دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من

 

اما نمي دانم چرا دارم حسادت ميكنم

 

گفتي دلم را بعد از اين دست كس ديگر دهم

 

شايد تو با خودئ گفته اي دارم اطاعت ميكنم

 

رفتم كنار پنجره ديدم تو را با بگذريم

 


چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميكنم

 

من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري

 

دارم به تقدير خودم چنديست عادت ميكنم

 

تو التماسيم مي كني جوري فراموشت كتم

 

با التماس ولي تو را به خانه دعوت ميكنم

 

گفتي محبت كن برو باشد خداحافظ ولي

 

رفتم كه تو باور كني دارم محبت ميكنم


من به این مهر سکوت ؛

 

           من به این تاریکی ؛

                         من به ما ؛             

 من به فرسودگی ذهن خودم

    معترضم که چرا    

شوق آغاز                   مرا

و منی چون من را ز خودم دزدیدند

        به کجا بر گردم ؟ 

    برگشتن را زتنم دزدیدند نا حق

 

 

 

 

بي تو هر شب اشك من از ديده مي بارد

     در سكوتي تلخ

             دست سردم

                  گرمي دست تو را احساس مي دارد

 در حباب اشك

           ديدگانم لحظه ديدار مي بيند

آتشين لبهايم

             از باغ لبانت بوسه مي چيند

                      مژه بر هم مي زنم ، افسوس

بار ديگر خواب مي بينم

         بر حرير آرزوها

                       مي نويسم :

                             عشق من برگرد

                        بي تو از دنيا گريزانم


 

بي تو از اندوه می ميرم

  ادمها که در ساحل نشسته شادوخندانید 

                              یک نفر در اب دارد می سپارد جان

          

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 18:12  توسط علی | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بر دروازه معبد

دیروز بر دروازه ی معبد ایستادم و از رهگذران درباره ی رموز و آداب عشق پرسیدم
 
 
مردی میانسال می گذشت. جسمی بی رمق و چهره ای غمگین داشت
 
آهی کشید و گفت
 
عشق میراثی است از اولین انسان که استحکام و توانایی را ضعیف ساخته است
 
 
جوانی تنومند و ورزیده می گذشت. با صدایی آهنگین، پاسخ داد
 
عشق،  ثباتی است که به بودن افزوده گردیده تا اکنونم را به نسلهای گذشته و آینده پیوند دهد
 
 
زنی با نگاهی دلتنگ می گذشت. آهی کشید و گفت
 
عشق زهری مرگ آور است که دم جمع زنندگان عبوس است که در جهنم به خود می پیچند
 
و از آسمان، توام با چرخش، چون ژاله جاری است. فقط به این خاطر که
 
 روح های تشنه را  در آغوش بگیرد و سپس آنان
 
لحظه ای می نوشند، یک سال هوشیارند، و تا ابد می میرند
 
 
دخترکی که گونه ای چون گل سرخ داشت، می گذشت، لبخندی زد و گفت
 
عشق چشمه ای است که روح عروسان را چنان آبیاری می کند تا به روحی عظیم بدل شوند
 
و آنان را با نیایش تا سرحد ستارگان شب بالا می برد تا قبل از طلوع خورشید
 
ترانه ای از ستایش و پرستش سر دهند
 
 
مردی می گذشت ، لباسی تیره رنگ به تن داشت با محاسنی بلند ابرو در هم کشید و گفت
 
عشق جهانی است  که مانع از دید است
 
در عنفوان جوانی آغاز می شود و با پایانش پایان می یابد
 
 
مردی خوش منظر با چهره ای گشاده عبور می کرد با خوشحالی گفت
 
عشق دانش علوی است که چشمانمان را باز می کند تا چیزها را
 
همانطور که خداوند می بیند ببینیم
 
 
مرد نابینایی می گذشت که با عصایش به زمین ضربه می زد گریه سر داد و گفت
 
عشق مهی غلیظ است که روح را از هر جهت احاطه کرده است
 
و حدود وجود را مستور نموده است و فقط اجازه دارد شبح تمایلاتش را که در صخره ها
 
سرگردان است ببیند و نسبت به صدای پژواک فریادش در دره ها ناشنوا است
 
 
جوانی با گیتار می گذشت و می خواند عشق اشعه ای جادویی از نوری است که
 
از روی انسانهای حساس می درخشد و اطرافشان را آذین می بندد
 
تو جهان را چون کاروانی می بینی که از میان علفزار سبز گذر می کند
 
عشق رؤیایی دوست داشتنی است که بین بیداری و بیداری برپا است
 
 
پیرمردی می گذشت پشتش خم شده بود و پاهایش را همانند تکه ای پارچه
 
 به دنبال می کشید، با صدایی لرزان گفت
 
عشق آرامش جسم است در خاموش گور و آسایش روح است در عمق ابدیت
 
 
کودکی پنج ساله می گذشت لبخندم را پاسخ داد و گفت
 
عشق یعنی پدرم یعنی مادرم
 
فقط پدر و مادرم هستند که عشق را می شناسند
 
 
روز به پایان رسید کسانی که از معبد عبور می کردند هر یک به زبان خویش
 
تعبیری از عشق داشتند که آمالشان را آشکار می ساخت و بیانگر یکی از رموز زندگی بود
 
عصر هنگام که عبور رهگذران خاموش شد صدایی از درون معبد به گوشم رسید 
 
 
عشق دو تصنیف دارد: نیمی صبر و نیمی تندخویی
 
نیمی  از عشق آتش است
 
در آن هنگام وارد معبد شدم با صداقت و در سکوت زانو زدم و به عبادت پرداختم
 
خداوندا مرا طعام شعله ها گردان
 
بار الهی مرا در آتش مقدس بسوزان

 
 
از کتاب معشوق
 
نوشته ی  جبران خلیل جبران
 
برگردان حورزاد صالحی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 14:47  توسط علی | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

يک نفر هست مرا می خواند....

یک نفر هست كه از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا مي‌خواند
گرمي لهجه باراني او
تا ابد توي دلم مي‌ماند
يك نفر هست كه در پرده شب
طرح لبخند سپيدش پيداست‌
مثل لحظات خوش كودكي‌ام‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌
يك نفر هست كه چون چلچله‌ها
روز و شب شيفته پرواز است
توي چشمش چمني از احساس
توي دستش سبد آواز است
يك نفر هست كه يادش هر روز
چون گلي توي دلم مي‌رويد
آسمان، باد، كبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمين مي‌گويد
يك نفر هست كه از راه دراز
باز پيوسته مرا مي‌خواند
 

نرم و آهسته مرا مي‌خواند
گرمي لهجه باراني او
تا ابد توي دلم مي‌ماند
يك نفر هست كه در پرده شب
طرح لبخند سپيدش پيداست‌
مثل لحظات خوش كودكي‌ام‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌
يك نفر هست كه چون چلچله‌ها
روز و شب شيفته پرواز است
توي چشمش چمني از احساس
توي دستش سبد آواز است
يك نفر هست كه يادش هر روز
چون گلي توي دلم مي‌رويد
آسمان، باد، كبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمين مي‌گويد
يك نفر هست كه از راه دراز
باز پيوسته مرا مي‌خواند



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عمری بود

هر طلوع و هر غروب

هم آغوشی خورشید و دریا را

در افق، نظاره می کردم

عمری بود

هرطلوع و هر غروب

رد پای هزاران عاشق و معشوق را

به روی ماسه های سینه ام

احساس می کردم

عمری بود

هر طلوع و هر غروب

عشق بازی های امواج وحشی

با صخره های سنگی را

در سکوت خود

با حسرت، تماشا می کردم

عمری بود

که من تنها

درون غربت خویش

به انبوه و وسعت شن ها و ماسه های این تن خسته

اعتراض می کردم

"همان آبی ترین صبح طلایی بود"

سبز ترین صبح خدایی

از هر کرانه تا بی کرانه

خدا بود و خدا بود و خدا بود

که من در "اوج" ویرانه ترین احساس،

تو را دیدم

تو را من در "اوج" دیدم

تو را موج ها

به روی سر

به روی دست

در اوج آوردند

و این خسته تن من را

تکیه گاه شیشه ی اندام تو کردند

تو ای بطری در بسته ی من!

ز دست مهربان پروردگارم،

برای من نامه ها آوردی

از آزادی، از حقیقت، از خدایم

برای من پیام شادی آوردی

بطری آواره ی من!

تمام شن های سبزم،

- یک جا -

تکیه گاه آزادی تو!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 22:3  توسط علی | 

 

(دوست یابی اینترنتی)

در اين مقاله 6 نكته اساسي در رابطه با همسرگزيني   اينترنتي را بيان مي كنيم. البته اين نكات بيشتر بـراي  پسران صدق ميـكند ولـي بـد نيست دختر خانم ها نيز  تا حدي با اين "نبايد ها" آشنا شوند.

درآينده سعي خواهدشد مقالاتي را در رابطه بامحتواي ايميل هاي ارسالي و نحوه پاسخگويي  به ايميل هاي طرف مقابل و همچنين نكاتـي درمـورد رد و بدل PM ها  براي رسيدن به موفقيت در انتخاب همسر، بـه رشـتـه  تحرير درآوريم.

 

1- هنگام مذاكره از طريق ايميل، زندگي نامه خود را بيان نكنيد

هيچ چيزي مانند يك مرد حراف باعث خستگي يك زن نميشود. اگر باور نميكنيـد، دفـعـه بـعـدي كـه در حـال  گفتگو بــا طــرف مـقابـل هـستـيـد، يـك ايميل تك صفحه اي در مورد تفريحات آخر هفته خود،  ارسال نموده و ببينيد او چه واكنشي نشان مي دهد.

از هر 10 نفر 9 نفرشان حتي جواب شما را هم نخواهند داد.او خيلي راحت ايميل شما را پاك كرده و به سراغ نفر بعدي خواهد رفت.

اما چرا؟

اولا" هميشه مردان پرچانه از نظر زنان افرادي نيازمند محسوب مي گردند و اغلب زنان تمايل دارند طرف مقابل خود را به مبارزه بطلبند و با او رقابـت كنـنـد در حـالـيـكه مـردان نيازمند، روحيه مبارزه طلبي ندارند.

ثانيا"، رك و پـوسـت كنـده بـگويـيـم، زنـان دوسـت دارند خودشان سكان حرف زدن را در دست بگيرند و از شما مي خواهند كه فقط گوش دهيد.

راه حل: هـمه ايميل هايتان را خلاصه جواب دهيد ( بيشتر از 3 جمله نشود). دو جمله اول را به پاسخ گويي سـؤال ( يا سؤالات) احتـمالي او، و جمله آخر را به طرح پرسشي از او  اختصاص دهيد.

بخاطر داشته باشيد: سؤالات باعث تداوم "گفـتـگو" مي گـردند و بـه طـرف مـقـابـل ايـن احساس دست خواهد داد  كه شما فردي متفكر و علاقه مند هستيد.

2- در مورد مسائل جنسي صحبت نكنيد

بسياري از زنان تصور ميكنند كه مردان به چيزي جز سكس فكر نميكنند. اگر چه ممكن است اين گفته تا حدي صحيح به نظر برسد، اما با صحبت نكردن و اشـاره نـنـمـودن به مسائل جنسي در طي مسير انتخاب همسر موفقتر خواهيد بود.

پيش كشيـدن صـحبـتـهاي جـنـسي، بـخصوص هنگامي كه او را نمي شناسيد، باعث دلخوري و رنجيدن فرد خواهد شد.

راه حل: از اين كار پرهيز كنيد.

اگر زني در ايميل ها يا PM هايش در لفافه و بطور ضمـني بـه برخـي مسـائل جـنـسـي اشاره كرد، اين مي تواند يك چراغ سبز براي شما باشد اما پيشنهاد مي كنـيم از حد و مرز ادب تجاوز نكرده و مراقب تعبير و تفسيرتان باشيد.

3- دروغ نگوييد

اين يك واقعيت روشن اسـت كه درصـد زيادي از مردان و زنان هنگاميكه از طريق اينترنت به همسر گزيني مي پردازند، واقـعيـت را در مـورد مسائل گوناگون خود  از قبيل وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات و شغلشان بيان نمي كنند.

مطمئن باشيد كه اين دروغها دير يا زود برايتان دچار مشكـل خـواهند نمود. اگر فردي را يافته ايد كه واقعا" به او علاقه منديد، و اگر به او دروغ گـفـته ايد، بـهتر است قبل از اينكه متوجه ريا كاري شما گردد، خودتان  واقيعت را بيان نماييد.

راه حل: اگر درآمدتان پايين است و يـا شـغل آنچناني نداريد، روي محاسن و قابليتهاي ديگر خود تمركز نماييد.

هرگز براي تحت تاثير قراردادن كسي به او دروغ نگوييد. هيچگاه.

 

4- در ارسال ايميل و PM زياده روي نكنيد

اين عمل نيز شما را نيازمند جلوه خواهد داد.

ارسال سه يا چهار ايميل يا PM باعث ميشود كه طرف مقابل احساس كند شما خيلي به او محتاج هستيد.

البته چنانچه گفتگوي شما از طريق ايميل يا PM بسرعت در حال گسترش بوده و باعث ايجاد انگيزه و علاقه در طرفين مي شود، سعي كنيد اين محاوره ها را دقيق و حساب شده ادامه دهيد. به عبارت ديگر جا نزنيد.

اما اگر در مراحل ابتدايي آشنايي قرار داريد، پيشنهاد مي كنيم كه فعل و انفعالات خود را به حداقل برسانيد.

راه حل:  بـايـد بـا دسـيـپلين بـاشـيد، الـبته اگر به او علاقه زيادي داشته باشيد، كمي مشكل به نظر ميرسد. در روز بيـشتر از دو ايـميـل ارسال نكنيد و حداكثر پانزده دقيقه در طول روز چت كنيد. اگر مكالمه شما از اين حد گذشت، عذر خواهي نمـوده و به گفتگـو  خاتمه دهيد. بگوييد كـه چـيـزهـايـي داريـد كه بـايـد از آنـها مـراقبت كنيد- و  وارد جزئيات نشويد.

به اين وسيله فردي مرمـوز بـاقي خـواهيـد مـاند. ايـن همان چيزي است كه باعث جذب طرف مقابل ميشود.

 

 

 

 

 

 

 

 

5- از اين شاخه به آن شاخه نپريد

يكي از مسائل خوب همسرگزيني اينـتـرنتي مكاتبه با   افراد متعدد و شخصيتهاي گوناگون است.

وقتي شما اعلام ميكنيد كه به دنبال همسر ميگرديد و  براي خود يك پروفايل ايجاد مي نـمـاييد، ممكن است با   موجي از ايمـيـل ها و درخـواسـتـها مـواجـه گـرديد. يــك  پروفايل شخصي كارآمد كه باعث توليد پاسخـهاي زيـاد ميگردد ممكن است نتيجه عكس بدنبال داشته باشد.

براي مثال در ماه گذشته، 56 نفر به پروفايل من جواب    دادند كه ايميل زدن به همه آنها كار بسيار وقت گير و دشواري بود.

اگر بخواهيد به تك تك افرادي كه به پروفايل شما جواب داده اند ايميل بزنيد،اين كار تمام وقت شما را در طول روز خواهد گرفت. به علاوه ممكن است فراموش كنيد كـه بـه كـي، چه گفتيد و  سر در گم شويد و يك سؤال را چهار يا پنج بار از شخصي بپرسيد.

راه حل:با اينكه در بخشهاي قبل از شما خواستيم كه دسيپلين داشته باشيد، ممكن است ايـن تـوانـايي را در خـودتان نبينيد كه بخواهيد به تك تك ايميل ها پاسخ دهيد. در واقع پيشنهاد ميكنيم كه به همه درخواست ها ترتيب اثر ندهيد.

در عوض به افرادي پاسخ دهيد كه بيشتر تمايل به پيگيري و دنبال كردن آنها داريد و اگر اين باعث موفقيت شما نگرديد، مي توانيد به عقب بازگشته و  كساني كـه بي جواب گذاشته ايد را مورد تجديد نظر قرار دهيد.

 

6- خود را زياد مشتاق نشان ندهيد

هيچگاه بسرعت از او درخواست ملاقات حضوري نكنيد. زمان ديدار بايد حداقل يك هفته پس از آشنايي اوليه باشد.

اگر فوري از او بخواهيد كه همديگر را ملاقات كنيد،اگر آمادگي نداشته باشد، از دستتان خواهد رفت.

درصورت صبر كردن يـكي از پـرسـشهايي كه در ذهن او خطـور خـواهـد كــرد ايــن اسـت كـه اين پسر چرا نميخواهد مرا ببيند؟

چنانچه خود را عـلاقه مـند و مشتـاق نـشـان نـدهيـد، طـرف مقابل بيشتر مجذوب شما خواهد شد.

 

در خاتمه پيشنهاد مي كنيم تا زماني كه همديگر را خوب نشناخته ايد از دادن اطلاعات شخصي مانند شماره تـلـفن و آدرس خـودداري نـمايـيد. مراقب افراد سوء استفاده گر و نادرست باشيد و به هر كس اعتماد نكنيد.

اكنون مي توانيد بخت خود را در پيشرفته ترين سيستم همسريابي ايراني بيازمائيد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 22:2  توسط علی | 

دعاي فرانسيس مقدس :


خداوندا ، مرا وسيله صلح و آرامشت قرار ده

هر كجا كه نفرت است ، بگذار عشق درو كنم


هر كجا كه ترديد است ، ايمان

هر كجا كه نااميدي است ، اميد

هر كجا كه تاريكي است ، روشني

و هر كجا كه غم است ، شادي


آه ، اي سرور بزرگ ، بارالها !

مرا كمك كن تسكين يابم تا بتوانم تسكين دهم

 مرا بفهمند تا بتوانم بفهمانم

دوستم داشته باشند تا دوست داشته باشم

زيرا با دادن است كه چيزي دريافت مي كنيم

با بخشيدن است كه بخشوده مي شويم

و با مردن است كه به زندگي جاودان زاده مي شويم


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آری ...

سر گشته اي به ساحل دريا،

نزديك يك صدف،

سنگي فتاده ديد و گمان برد گوهر است !

***

گوهر نبود - اگر چه - ولي در نهاد او،

چيزي نهفته بود، كه مي گفت ،

از سنگ بهتر است !

***

جان مايه اي به روشني نور، عشق، شعر،

از سنگ مي دميد !

انگار

دل بود ! مي تپيد !

اما چراغ آينه اش در غبار بود !

***

دستي بر او گشود و غبار از رخش زدود،

خود را به او نمود .

آئينه نيز روي خوش آشنا بديد

با صدا اميد، ديده در او بست

صد گونه نقش تازه از آن چهره آفريد،

در سينه هر چه داشت به آن رهگذر سپرد

سنگين دل، از صداقت آئينه يكه خورد !

آئينه را شكست !

حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست، من پرستوي خزان ديده وخاموش توام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 22:2  توسط علی | 
 

شما با افراد بسياري برخورد كرده و در تماس بوده ايــد،  اما اخيـرا" بـا شـخـصـي روبـرو شـده ايـد كـه احـســـاس  متفاوتي نسبت به وي داريد ولي مطمئن نيستيد كه او  همان شخصي است كه دنبالش بوده ايد. براي رسيدن  به جواب خود در اين قـسـمـت 10 عـلامـتـي كـه نـشـان  ميدهد عاشق او شده ايد را مي خوانيد.

 

نشانه 10

نامزد يا همسر قبلي خود را فراموش كرده ايد                                               معمولا" بعد از برهم خوردن يك رابطه تا زماني طولاني طرفين به يكديگر فكر مي كنند و اغلب به اين مي انديشند كه آيا راه درستي را انتخاب نموده اند يا خير. بسته به مدت زمان با هم بودن اين شك و ترديدها بيشتر نمايان ميشوند.

از زماني كه او را ديده ايد، ديگر فكر برگشت به نامزد پيشين خود را به سر راه نميدهيد و تمايلي به برقراري رابطه مـجدد نـداريد. فكر كنيد، نامزد قبلي شما ديگر مانند گذشته برايتان جالب نيست.

نشانه 9

نمي توانيد به او فكر نكنيد                                                                            فكر شما سـراسـر از يـاد و انـديـشـه او اسـت. بـي دليـل به فـكر شـما مـي آيد و از خود ميپرسيد  كه آيا به اندازه نصف اندازه اي كه به او فكر ميكنيد، او به شما فكر ميكند؟ در شگفتيد كه در ذهن او چه ميگذرد يا حتي فكر تماس گرفتن با او به سرتان ميزند ( اما بدليل ترس از نپذيرفتن او از اين كار خودداري ميكنيد.)

اما وضعيت وخيم تر مي شود. با دوسـتان خـود بيرون ميرويد و به چيزي در ويترين مغازه نگاه مي كنيد و به اين مي انديشيـد كه او تـا چه اندازه به آن شيء بخصوص علاقه مند است .

اگر او آخرين چيزي است كه پيش از خواب به فكر شما مي آيد و اوليـن چيـزي اسـت كه بعد از بيدار شدن به ذهن شـما خطور مي كند - و حتي چندين بار روياي او را ديده ايد، ديگر لازم نيست ادامه اين مقاله را بخوانيد تا بفهميد عاشق شده ايد يا نه ( البته براي اطمينان بيشتر ادامه دهيد.)

نشانه 8                                                                  

براي او اهميت قائليد                                                                                    اگر عاشق كسي باشيد، دوست داريد هـمـه چـيز درمورد او بدانيد: اينكه او كيست؟ به چي فكر ميكند و چه چيز او را مي خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهميت ميدهيد.

اگر بفردي علاقه حقيقي داشته باشيد،اگر او روز بدي داشته باشد و يا بخاطرموضوعي ناراحت باشد، شما نيز غمگين و پريشان ميشويد.

نشانه 7

شخصيت و خصوصياتش براي شما فريبنده و دلربا است                                 حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنين عادتهايش در انجام كارهابراي شما  شادماني فراواني به دنبال خواهد داشت.

او چيزهايي مي گويد كه باعث تمايزش با ديگران مي شود، و شما اين را دوست داريد. علتش را نمي دانيد ولـي دانـسـتـنـش نـيـز بـرايـتان اهـميتي ندارد. شما او را به همين صورتي كه هست دوست داريد.

نشانه 6

ارتباط تنگاتنگي با او داريد                                                                            شما نمي توانيد عاشق كسي باشيد كه با او هيچ تناسخي نداشته باشيد. اگر شمـا و او در يك طول موج قرار داشته، و عقايد مشابهي داريد،اين يك نشانه محكم محسوب ميگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصميمات مشابه و يكسان حاكي از آن است كه ميتوانيد عاشق او باشيد.

نشانه 5

افراد ديگر، زياد به چشمتان نمي آيند                                                            با اينكه ممكن است نتوانيد از براندازكردن يك زن (يا مرد) زيبا كه از كنار شما رد ميشود صرفه نظر كنيد، هنگاميكه عاشق باشيد، ديگر رادار شما براي رد يابي ديگران خوب كار نكرده و بقيه در مقايسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمايلي به گپ زدن با جنس مخالف نخواهيد داشت.

به تدريج احساس خواهيد كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در يك جمع است و كسي است كه به دنبالش بوده ايد.

نشانه 4

عاشق وقت گذراندن با او هستيد                                                                  اين مسئله اي واضح ولي در عين حال با اهميت است. شما به دنبال ديــدن او هستيد و مهم نيست كه هر دوي شما چه كار خواهيد كرد. اخيرا" قـدم زدن بـا او، زيـبا ترين راه گذراندن يك بعد از ظهر است. به علاوه وقتي كه از او دوريد، آرزو مي كنيد كه پيش شما بود.

نشانه 3

مطابق با ميل او رفتار ميكنيد                                                                        سعي مي نماييـد با اينكه برخي از كارها مثل رفتن به كتابخانه يا نمايـشگاه براي شما خوشايند نـيسـت، ولـي بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گيري و مخالـفـت به انجام آنها ميپردازيد. متوجه خواهيد شـد كه خـود را با اميال و برنـامه هاي او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهيش مي كنيد.

نشانه 2

اولويتهاي ديگر، عقب نشيني ميكنند                                                              شما عادت كرديد ظهر ها به باشگاه ورزشي برويـد، امـا اگـر او بـراي نـهار وقـت داشـت، ترجيح ميدهيد با هم به رستوران برويد. شما ديـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشي نيستيد كه كارهاي ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـي آورد تـا آنـها را انجام دهد بجايش ترجيح ميدهيد آخر هفته خود را با او بگذرانيد.

ليست كارهاي روزانه كه هميشه اصرار در انجام دادن آنها داشتيد، اكنون به علت با او بودن ديگر رونقي ندارد و توجهي به آن نمي شود.

نشانه 1

شما به آينده اي فكر ميكنيد كه او نيز جزئي از آن است                                در ذهنتان با او آينده اي نامحدود داريد. اين آينده فقط محدود به آخر اين هفته نيمشود بلكه ساليان سال ادامه خواهد يافت. وقتي براي سفر بعدي خود برنامه ريزي ميكنيد، به اين فكر ميكنيد كه براي ماه عسل با او خواهيد بود. هنگاميكه براي سه ماه بعد به يك جشن عروسي دعوت ميشود، با اينكه سه ماه مانده، از اكنون از او مي خواهيد كه همراه شما در آن مراسم شركت كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 21:59  توسط علی | 
 

شـنيدن جواب رد از طـرف يـك زن بـراي مـردان اصـلا"  . مسئله خوشايندي نمي باشد. هيچ چيـز بـه انـدازه  اينكه زن روياهايتان تقاضاي ازدواج شمـا را نـپـذيـرد، براييـتـان گـران تـمـام نـمي شود. پـيـش خـود تـصـور  ميكرديد كه او به شما علاقه مند است ولي احتمالا"  برداشتتان از علائم علاقمندي او اشتباه بوده است.

از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علايق رومانتيك خود بصورتي زيركانه و پيچيده عمل ميكنند(مگراينكه طرف مقابلشان خوش تيپ و پول دار باشد آنجوريكه  خودشان اظهار مي كنند) و اكثر آنها جوابهاي ضـد و  نقيضي ميـدهـند چون خودشان مطمئن نيستند كه چـه چيزي در سرشان ميگذرد.

بنابراين آنچه كه اغلب آقايان به دنبالش هستند، يك سري علائم و نشانه هايي اسـت كه بوسيله آنها متوجه علاقمندي حقيقي طرف مقابلشان شوند.

در زير برخـي از نـشـانه هـاي كـه مي تـواند نـشانه علاقمندي يك زن باشد را مشاهده ميكنيد:

1- او همگام با شما است

ناگهان متوجه ميشويد كه او همه جا حضور دارد. او "بطور اتفاقي" هر كجا شما هستيد پيدايش مي شود، يا در راه روي محل كارتان مرتب جلوي شما قدم ميزند، يا "تصادفي" به شما برخورد ميكند، يا در ميهماني در اطراف شما مانور مي دهد.

آنچه كه او انجام ميدهد تلاش براي جلب توجه شما است، و بـراي اين اسـت كه خود را در موقعيتي قرار دهد تا شما "قدم اول" را برداريد. مسئله اينـجا اسـت كــه بـسـيـاري از مردان نسبت به اين عمل زنان بيتوجه هستند و به همين دليـل بسياري از فرصت ها را از دست ميدهند. مردان مستقيم عمل مي كنند، زنان غير مستقيم. بنابرايـن اگر زنـي مكررا" شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اينكه او اينكار را عمدا" انـجام ميدهد زياد است.

 

2- او حركاتي بخصوص انجام مي دهد

يك جمله قديمي مي گويد:"جسم دروغ نمي گويد." طبيعت بشر را جوري برنامه ريزي نموده كه هنـگام ابـراز عـلاقه بـي اخـتيـار شـروع بـه انـجام يـك سـري حركات جسماني مشخص ميكند.  اين اعمال غير شفاهـي از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چيزي جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس كردن، متغير است.

در اينجا برخي از علائم زبان جسماني را مشاهده ميكنيد:

  • اشاره نمودن در جهت شما با پاها يا شانه ها
  • خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
  • بازي كردن با مو و دست كشيدن لاي موها
  • نوازش كردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عينك
  • چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
  • تقليد از حركات شما ( مثلا" اگر دست خود را روي ميز بگذاريد او هم همين كار را ميكند.)
  • لبخند زدن هنگاميكه شما او را برانداز ميكنيد.

اگر برخي از اين علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نموديد، تقريبا" مي توانيد مطمئن شويد كه او چراغ سبز شروع رابطه براي ازدواج را دارد به شما نشان ميدهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 21:56  توسط علی | 

 

از ديرباز بشر به پديده عشق علاقه مند بوده است اما تـا امـروز تعريف دقيق و فراگيري از عشق كه بتــوانـد هـمه را    قانع سازد ارايه نگرديده است. برخي معـتقدنـد كـه بـطـور غريزي عشق را              مي شناسند بنابراين اصلا زحمت تعريف كـردن آن را بـه خـود نـمي دهــنـد. امـا درسـالاخـيـر دانشمندان تـحـقـيـقـات گـسترده اي درباره عشق صورت   داده و به يافته هاي بسيار جالبي نيز دست             يافتـه انـد.ازجمله آنها مـيـتـوان به فرضيه: "مثلث عشق" اشاره كـرد. اين فرضيه عشق را به سه مولفه تقسيم بندي مـيـكنـد:صميميت، شهوت(هوس) و تعهد.

هـمچنـيـن بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است:

1- اروس(EROS): عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.

2- لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.

3- فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد.

4- استورگ(STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.

5- پراگما(PRAGMA): عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.

6-مانيا(MANIA): عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

7-اگيپ(AGAPE): عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .

پژوهشها حاكي از آن ميباشد كه زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند.


مثلث عشق

تجربه عشق شامل عملكرد اجزاء صميميت، هوس(شهوت) و تعهد ميباشد. شما براي دسـتـيـابـي بـه يك رابـطه سـالم و پـايدار مـي بــايد اعتدال را ميان اين سه عنصر برقرار سازيد. اكنون به تعريف آنها ميپردازيم:

تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن ميكنـيد كه رابطه يتان را شاداب و با طراوت نگاه داريد؟ و يا تا چه اندازه با يارتان صادق مي بـاشـيد؟ شـامل مسئوليت پذيري، وفاداري و وظيفه شناسي ميباشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است كه اكـثر موانع و مشكلات را مي توان با كمك يكديگر از ميان برداشت - وفادار حتي در سخت ترين شرايط.

صميميت: نزديكي در رابطه - اموري كه شما و يارتان در آن سهيم مي بـاشـيـد اما فرد ديـگري از آنـها آگـاهـي ندارد - رازها و تجربـيات فردي و مشترك - صميميت امري فراتر از نزديكي جنسي و فيزيكي مي باشد. تا چه اندازه شـما در كنـار يـارتان احـساس راحت بودن ميكنيد؟ آيا قادر به بيان عقايد و نقطه نظرهاي خود ميباشيد ؟ بـدون آنـكه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نكوهش شدن واهمه داشته باشيد؟ آيا هنـگامي كـه صحبت ميكنيد واقعا به حرفهاي شما گوش ميدهد؟

هوس و شهوت: انرژي بخش رابطه يتان مي بـاشد. تمايل بـه بازگشت به منزل، تـنها براي كنار يار بودن - هوس فوريت ، شهوت و تمايلات جنسي، رمانتيك بودن، اشـتـيـاق براي در كنار هم بودن و رفع سريع موانع براي وصال ميباشد - احساسات شديد -جاذبه جسماني.

اكـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرايط وجود و يا فقدان سه خصيصه فوق در يك رابطه توجه كنيد:

تعهد+صميميت و فقدان هوس: ايـن رابـطـه در خـطـر فروپاشي قرار ندارد اما نيازمند خلاقيت و انگيزه براي شعله ور ساختن مجدد عشق ميباشد.

تعهد+هوس و فقدان صميمـيت: ايـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـي اوقـات انـگـيـزه شديدي آنها را جذب يكديگر ميكند اما سرانجام به ياس و ناكامي منجر ميگردد زيرا قادر به آن نميباشند كه رابطه يشان را عميق تر سازند. يا آنكه افكار،علايق و آرزوهاي قلبي يكديگر را بشناسند.

صميميت+هوس و فقدان تعهد: اين رابطه يك شبه است-كشش و اشتياق شديدي حكمفرماست اما عدم امنيت از آنـكه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مايوس ميسازد. عشق رمانتيك.

صميميت و فقدان هوس و تعهد: علاقه.

هـوس و فـقـدان صـمـيـميـت و تعهد: عشق شيدايي.

تعهد و فقدان صميميت و هوس: عشق تو خالي و راكد.

هوس+صميميت+تعهد = عشق كامل و مطلوب.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 20:58  توسط علی |